خانواده و ازدواج جوانان
تاریخچه ازدواج
بررسى تاریخ اقوام گذشته ، چهره اى متفاوت از ازدواج را به ما نشان مى دهد؛ گروهى آن را به طور کامل امرى پلید معرفى کرده و عامل گناهان برشمرده اند و عده اى آن را امرى مثبت دانسته و فقط در جهت منافع مرد معرفى کرده اند .
تبعیض وحشت ناک میان زن و مرد و وضعیت تأسف انگیز زنان در اقوام گذشته باعث شده که ازدواج به محیطى براى مالکیت مرد و بندگى زن تبدیل شود .
در میان یونانیان قدیم ، زن مانند کالا بود و حتى خرید و فروش هم مى شد و این از حقوق شوهر نسبت به همسرش بود . «در یونان ، زن شرعى مهجور بود ، میکده ها و عشرتکده ها با رونق زن هاى بدکاره مشهور بودند ، گاهى حتى خود شوهران ، زنان خویش را براى تمتّع جنسى دیگران قرض مى دادند؛ چنان که پدر موستنس ، خطیب معروف یونان باستان ، زن خود را به یکى از دوستانش هبه کرده بود .»(3)
ویل دورانت مى نویسد : «در هند قدیم ، با مرگ شوهر ، هنگامه مرگ محتوم زن نیز فرا مى رسید؛ بدین گونه که پس از مرگ شوهر ، زن را هم به داخل آتشى که جسد مرد در آن مى سوخت ، پرت مى کردند .»(4)
وى در باره مردم چین مى نویسد : «پدر خانواده ، حق فروش زن و فرزندانش و حتى حق کشتن آنها را نیز داشت و اصولاً زن پس از مرگ شوهر ، براى نشان دادن وفادارى خود به شوهر ، محکوم به خودکشى بود .»(5)
دکتر «کریستین سن» نیز مى گوید : «در ایران ، عصر زردشتى ، ازدواج با محارم و نزدیکان ، نه تنها مقدس بوده ، بلکه گناهان کبیره را نیز محو مى کرده است .»(6)
«در زمان هخامنشینان ، خانواده بر اساس پدر سالارى و ازدواج ها اغلب درون گروه هاى اجتماعى صورت مى گرفت و ازدواج هم خون به معناى ازدواج با نزدیکان مانند : ازدواج خواهر با برادر یا پدر با دختر موسوم به ''خوتک دس `` به منظور پاکى خون خانواده نیز در طبقات اجتماعى خانواده هاى اشرافى صورت مى گرفت .»(7)
پرفسور کریستیان بارتمله ، خاورشناس آلمانى مى نویسد : در زمان ساسانیان ، ازدواج با خواهر ، به ویژه در خاندان سلطنتى ، براى حفظ و نگاه دارى خون و میراث شاهنشاهى ، رایج و برقرار بوده است . ایرانیان باستان نیز بنا به تعلیم اوستا ، زناشویى برادر و خواهر را موجب جلب روشنایى ایزدى در خاندن و طرد دیوان مى دانسته اند .
در انجیل دستور صریحى وجود ندارد و کاتولیک ها و پروتستان ها تابع تورات مى باشند ، با این تفاوت که از ازدواج با دختر خواهر و دختر برادر هم مى پرهیزند و اما ارتدوکس ها ترجیح مى دهند ازدواج تا هفت نسبت پدرى و مادرى انجام نگیرد .(8)
در بعضى کشورها زن و مرد مساوى اند و خواستن توانستن است . . . مرد و زنى که با یک دیگر توافق نظر جنسى دارند ، اسم خود را در دفتر شهردارى ثبت مى کنند و زن و شوهر مى شوند .(9)
در دین مسیح ، ازدواج مرد و زن مسیحى باید طى تشریفاتى در کلیسا و با حضور کشیش انجام گیرد .(10)
در آیین یهود ، مراسم ازدواج در معابد انجام مى گیرد . در آیین سیک ها ، ازدواج امرى مباح است ، ولى تعدّد زوجات را حرام شمرده است .(11)
در مذهبى به نام نسطورى ،(12) ازدواج براى کشیشان کلیسا مجاز شمرده شده ، ولى اسقفان حق ازدواج ندارند .(13)
گروهى به غلط تصور مى کنند که اگر غریزه جنسى را در خود محکوم کرده و مجرّد بمانند ، کار بجایى انجام داده اند و حتى آن را فضیلت بزرگى پنداشته اند ، در صورتى که اسلام ازدواج را براى همه لازم تشخیص داده و آن را مستحب و براى برخى واجب معرفى کرده است . بر این اساس ، معتقدات مسیحیت در باره ازدواج - به پیروى از انجیل «متى»(14) و شوراى «الویرا» که خوددارى از زناشویى را بهتر پنداشته اند - در منطق اسلام ، بى پایه و مردود است .
در بین کاتولیک ها ، گروهى به نام «گروه دینى» به زعم خویش براى وصول به مقام مقدس و تقوا ، از لذت جنسى صرف نظر مى کنند .(15)
در کلیساى غرب ، کشیش ها ، راهب ها و راهبه ها نذر مى کنند که مجرّد بمانند و همسر نگیرند . در کلیساهاى شرقى نیز اسقفان تقریباً همیشه از میان روحانیونى انتخاب مى شوند که ازدواج نکرده باشند و کشیشان پس از رسیدن به سمت کشیشى ، حق ازدواج ندارند و کسانى هم که قبلاً ازدواج کرده اند اگر همسرشان بمیرد ، حق ازدواج ثانوى نخواهند داشت .(16)
اهمیت ازدواج
امام صادق (ع) مى فرماید : مردى نزد پدرم امام باقر (ع) آمد ، حضرت به او فرمود : «همسر دارى؟ گفت : نه . فرمود : دوست ندارم دنیا و آن چه در آن است از من باشد و یک شب را بدون همسر به سر برم . آن گاه پدرم گفتارش را ادامه داد و فرمود : دو رکعت نمازى که مرد همسردار مى خواند ، بهتر از قیام شب مرد عزب (مجرّد) به عبادت و روزه گرفتنش در روز است! آن گاه پدرم هفت دینار به آن مرد داد و فرمود : با این پول وسایل ازدواجت را فراهم کن که حضرت رسول فرموده اند : همسر انتخاب کنید که باعث وسعت رزق و روزى است .(17)
رسول خدا (ص) فرمود : هر کس در اوایل جوانى ازدواج کند ، شیطان فریاد زند : فریاد از او! فریاد از او! دو سوم دینش را از دستبرد من نگاه داشت . پس باید عبد خدا در نگه دارى یک سوم دیگرش جانب تقوا را رعایت کند .
زنى حضور امام ششم (ع) شرف یاب شد و عرض کرد : خدایت صلاح و سداد افزاید ، من زنى هستم تارک دنیا . فرمود : منظورت از ترک دنیا چیست؟ عرض کرد : شوهر اختیار نکرده ام . فرمود : چرا؟ گفت : براى اجر و ثواب . فرمود : برگرد ، اگر مجرّد ماندن فضیلت بود ، فاطمه زهرا (س) از تو سزاوارتر بود . کسى نمى تواند در فضایل بر حضرت زهرا (س) پیشى گیرد .(18)
اهداف ازدواج
1 - پاسخ به نداى فطرت : انسان فطرتاً میل به ارتباط با جنس مخالف دارد ، از این رو پاسخ صحیح ندادن به فطرت در موقع مناسب ، مشکلاتى را براى فرد و جامعه ایجاد مى کند .
2 - پاسخ به دعوت سنت : ازدواج پاسخى به نداى پیامبر و دیگر معصومان (ع) مى باشد .
3 - صیانت از خطر : ازدواج ، ضامن سلامت تن و روان آدمى است و از بروز بیمارى هاى جسمى و روانى و اختلالات شخصیتى جلوگیرى مى کند .
4 - حفظ عفت : ازدواج ، هواهاى نفسانى آدمى را تحت قید و بند در مى آورد و هدایت مى کند .
5 - سکون و آرامش : ازدواج ، هیجان ، التهاب و اضطراب در زندگى را به آرامش و سکون تبدیل نموده ، سبب ایجاد تعادل روحى و روانى مى گردد .
6 - محبت : از آن جا که پیوند زناشویى در میان انسان ها نیاز به کشش و جاذبه قلبى و روحى دارد ، خداوند رابطه زن و مرد را بر اساس دوستى و محبت قرار داده است .(19)
7 - تکمیل : تکمیل وجود هر یک از مرد و زن ، از نتایج مهم تشکیل خانواده است ، چرا که هر یک از آن دو بدون دیگرى ، موجودى ناقص است .
8 - تولید نسل : میل به داشتن فرزند و تداوم نسل ، انسان را به تشکیل خانواده راغب مى کند ، زیرا وجود فرزند علاوه بر این که به زن و مرد شخصیت مى دهد و سبب ادامه حیات آنان مى گردد ، باعث گرمى ، صمیمیت ، نشاط و شادابى ، پویایى و صفاى کانون خانواده مى گردد .
9 - تأمین سلامت جسم و روان و رهایى از تنهایى : امنیت روحى ، معاشرت ، نیاز به محرم راز ، تشویق و ترغیب ، مقبولیت و جلب توجه ، محبت و دوستى و افزایش رزق و روزى ، در سایه ازدواج تأمین مى گردد . ازدواج به زندگى زن و مرد معنا و جهت مى دهد و آنها را از تنهایى و سرگردانى رهایى مى بخشد .
10 - سلامت و امنیت اجتماعى : ازدواج ، جامعه را از انوع فسادها ، انحرافات ، بى بند و بارى ها ، تجاوزات جنسى ، قتل ، خیانت ، خودکشى و . . . دور مى کند .
ازدواج و بقاى نسل
میثم شجاعى جشوقانى ، شماره اشتراک 2995 ، از تودشک
در میان ارباب کلیسا این عقیده رایج بوده که ازدواج با پاکى و قداست مغایرت دارد و تنها براى تولید نسل و جلوگیرى از بى بند و بارى هاى مردان و زنان تجویز مى شود .(20)
راسل مى گوید : «طبق نظریه سن پول ، مسئله تولید نسل ، هدف فرعى بوده و هدف اصلى ازدواج همان جلوگیرى از فسق بوده است . این نقش اساسى ازدواج است که در حقیقت دفع افسد به فاسد مى باشد .»(21)
علامه طباطبائى (ره) نیز هدف اصلى از نکاح را بقاى نوع و تولید مثل دانسته است . وى فرو نشاندن شهوت ، اشتراک در زندگى مادى و تدبیر منزل را خارج از حقیقت ازدواج دانسته و آنها را امورى مقدماتى یا فایده هایى مترتب بر آن دانسته است .(22)
ایشان مى نویسد : «طبیعت مردان ، جنس مؤنث را مى طلبد و بالعکس . مجهز شدن زن و مرد به خصلت هاى زنانگى و مردانگى ، هدفى جز تولید مثل و بقاى نوع ندارد ، از این رو ازدواج بر این حقیقت پایه گذارى شده و تمامى احکام ازدواج نیز بر همین حقیقت دور مى زند .»(23)
البته از قرآن کریم و سخنان بزرگان دین در باره هدف از ازدواج ، نکاتى به دست مى آید که عبارت اند از :
1 - بقاى نسل انسانى : قرآن مى فرماید : «نسائکم حرث لکم فاتوا حرثکم آنّى شئتم؛(24) زنان کشت زار شمایند ، پس از هر جا که خواهید به کشت زار خود آیید .»
سید قطب در تفسیر این آیه مى گوید : قرآن رابطه زوجیت را با تعابیرى گوناگون در آیات عدیده بیان داشته است؛ گاه با تعبیر «لباس» ، گاه با «سکونت و مودّت» و گاه تعبیر «حرث» را به کار گرفته است . تعبیر «حرث» نشان دهنده جانبى از علاقه زوجیت است؛ یعنى تولید مثل و تکثیر نسل .(25)
2 - سکونت و آرامش : آیه 89 از سوره اعراف و نیز آیه 31 از سوره روم بر این مطلب تأکید دارد .
در برخى روایات ، انس روحى ، عامل خلقت زوجین معرفى شده است : «هنگامى که خدا حوّا را آفرید . . . آدم گفت : پروردگارا این موجود زیبا کیست که قرب او و نگاه کردنش سبب انس است؟ خداوند فرمود : اى آدم! این بنده من «حوّا»ست ، آیا دوست دارى او انیس و هم سخن تو باشد؟ آدم گفت : بلى ، و همیشه بر این نعمت تو را شاکرم .»(26)
3 - ارضاى غریزه جنسى : امام صادق (ع) از یارانش پرسید : «بهترین لذت چیست؟ گفتند : نمى دانیم . آن گاه حضرت فرمود : لذت بخش ترین کار ، لذت زنان است .»(27)
4 - مشارکت در حیات معنوى : این که مى بینیم آموزه هاى اسلامى در باره همسر گزینى ، در نظر داشتن خصلت هایى چون : اخلاق نیک ، ایمان و تعهد را گوشزد نموده و از ازدواج با افراد بى ایمان و بى نماز منع کرده اند ، بر این نکته روان شناسانه و علمى دلالت دارد که خوى و خصلت زوجین در یک دیگر تأثیر گذار بوده و مى تواند در رشد و کمال یا انحطاط و سقوط اخلاقى آنها نقش داشته باشد . به همین دلیل قرآن کریم ازدواج با برده مؤمن را بهتر از ازدواج با مشرک آزاد مى داند .(28)
5 - مشارکت در حیات مادى : زن و مرد در سامان دادن زندگى مادى باید کمک کار هم باشند . به این نکته در منابع دینى تأکید شده است . امام صادق (ع) مى فرماید : «راحتى مؤمن در سه چیز است : «خانه اى بزرگ که او را بپوشاند ، همسرى نیکو که او را در امر دنیا و آخرت یارى کند و دوستى که یاور او در شداید باشد .»(29)
ازدواج و غریزه جنسى
غریزه جنسى ، پیوسته در حال حمله است و اگر از راه صحیح و مشروع دفع نشود ، ضربه اى بسیار مهلک به پیکر ساختمان وجودى انسان وارد مى کند و به اعصاب و روان او لطمه مى زند .
روان شناسان و روان پزشکان یکى از علت هاى عمده و اصلى پریشانى و فشارهاى روحى و روانى را «بى همسرى» مى دانند .
انسان هاى مجرّد به حسب تمناى خود ، آزاد و مستقل زندگى مى کنند ، اما این زندگىِ در ظاهر آرام و ساکت براى آنها مفید نیست ، چرا که همه کارها بر اساس میلشان است . مضافاً این که بیشتر آنها در زندگى نظم و قانونى ندارند ، حتى خوردن و استراحتشان از قانون مشخصى تبعیت نمى کند و این باعث به وجود آمدن امراض مهلک مى شود .
معیارهاى انتخاب همسر
مهم ترین مسئله در ازدواج ، انتخاب همسر شایسته است . در این باره از سوى پیشوایان دین معیارهایى معرفى شده که به نمونه هایى اشاره مى کنیم :
1 - تدیّن : دین دار بودن همسر ، یکى از معیارها و شرطهاى اصلى ازدواج است . پیامبر اکرم (ص) مى فرماید : «با زن دین دار ازدواج کن تا خدا به زندگى تو برکت دهد .»(30)
و باز فرمود : «زن را براى زیبایى اش به همسرى مگیر ، چرا که ممکن است جمال زن باعث پستى و سقوط اخلاقى او شود و هم چنین به انگیزه مالش با وى پیوند زناشویى برقرار مکن ، زیرا مى تواند مایه طغیان او گردد؛ بلکه به سرمایه دینى و معنوى او توجه نما و با زن با ایمان ازدواج کن .»(31)
2 - اخلاق نیک : در زمان امام رضا (ع) شخص بد اخلاقى به خواستگارى دختر حسین بن بشار باسطى آمد . او از امام رضا (ع) کسب تکلیف کرد . حضرت در پاسخ فرمود : اگر بد اخلاق است ، دخترت را به او نده .(32)
3 - عقل : عقل ، از مهم ترین شرایط یک همسر خوب محسوب مى شود . همسر عاقل ، شرایط و امکانات زندگى را خوب درک مى کند و توقعات بى جا و بلند پروازى ندارد . به علاوه این که عقل و هوش زن و شوهر در فرزندانشان نیز تأثیر دارد . امیر المؤمنین على (ع) فرمود : «با انسان احمق و نفهم ازدواج نکنید ، زیرا معاشرت با او بلایى است عظیم و فرزندانش نیز ضایع خواهند شد .»(33)
4 - هم آهنگى روحى و روانى : دختر و پسر باید برنامه ها ، فعالیت ها و اهداف و پیش بینى هاى خود را در نظر بگیرند و ببینند آیا همسرى که امروز انتخاب مى کنند به درد آینده شان خواهد خورد و استعداد و توانایى پرواز تا افق هاى دور دست را خواهد داشت؟ بنابر این هر کس باید با توجه به معیارهاى گفته شده همسر خود را برگزیند و از آزادى و اختیار خود سوء استفاده نکند . باید در امر ازدواج ، پیرو عقل و مصلحت بود و از خودسرى و لجاجت پرهیز کرد . البته در این زمینه نباید زیاد وسواس به خرج داد ، چرا که هم آهنگى و هم فکرى صد در صد و کامل امکان ندارد ، اما باید کوشید تا حد ممکن دختر و پسر هم شأن و متناسب یک دیگر باشند .
وصله ناهم رنگ
پیامبر اکرم (ص) فرمود : «هر کس شراب بنوشد ، شایستگى ندارد از دخترى خواستگارى کند و به او همسرى داده شود .»(34)
اگر دخترى را به ازدواج غیر هم دین در آورى ، او به آن دین کشانده مى شود . امام صادق (ع) : «کسى که دخترش را به مخالف دین خود تزویج کند ، به راستى که پیوند خویشاوندى او را از خود بریده است .»(35)
بر اساس فقه اسلام ، یک زن مسلمان هرگز نمى تواند با یک فرد غیر مسلمان ازدواج کند و مرد مسلمان نیز نمى تواند زن غیر مسلمان را به عقد دائم خود در آورد ، حتى اگر پس از ازدواج یکى از آن دو از دین خارج شود ، عقد ازدواج آنها به خودى خود باطل مى شود و آن دو از هم جدا مى شوند .
رسول خدا (ص) فرمود : «هر که دختر خود را به همسرى فاسق در آورد ، نسل و رحم او را قطع کرده است .»(36)
اصالت خانوادگى
یکى از عواملى که ما را در شناخت روحیات اشخاص کمک مى کند ، مطالعه در خانواده آنهاست . شخصیت اخلاقى و معنوى کسانى که در خانواده پاک و با فضیلت پرورش یافته اند ، عمق و اصالت بیشترى دارد و به همین علت قابل اعتمادترند . البته این مطلب به این معنا نیست که از خانواده هاى نامناسب هرگز افراد شایسته بیرون نمى آید ، بلکه مقصود این است که خصلت هاى فرزندان ، بازتاب تربیت خانوادگى آنهاست .
ویژگى هاى شوهر شایسته
1 - دیانت : شوهرى که متدیّن و با تقوا باشد ، حقوق همسرش را حفظ مى کند و هیچ گاه در پى هوس هاى نامشروع نیست ، به او احترام مى گذارد . امام باقر (ع) مى فرماید : «شایستگى داماد در تقوا و دیانت و امانت دارى او نهفته است ، هر کس واجد این شرایط باشد درخواست وى را بپذیر .»(37)
2 - خوش اخلاقى؛ 3 - تلاش گر در جهت تأمین نیازمندى هاى مادى و معنوى خانواده؛ 4 - عفت زبان که یکى از عوامل تشکیل دهنده شخصیت است؛ 5 - سخاوت؛ 6 - مهمان نوازى : مردى که نان خانه اش را کسى ندیده و درب منزلش به روى دوستان و اقوام باز نشده ، همسر خوبى نخواهد بود؛ 7 - آراستگى؛ 8 - امین و برى بودن از هرگونه پنهان کارى یا عدم صداقت با همسر؛ 9 - اصالت خانوادگى؛ 10 - عاقل و خردمند بودن .
خصوصیات زن شایسته
1 - هم آهنگى با شوهر ؛ 2 - تمکین و تأمین نیاز جنسى؛ 3 - آرایش براى شوهر ، نه براى نامحرمان؛ 4 - پوشش مناسب؛ 5 - داشتن جمال و کمال؛ 6 - اصالت خانوادگى : رسول اکرم (ص) فرمود : «دورى کنید از گیاه سبز و خرمى که در زمین کثیف روییده است . گفته شد : مقصود چیست؟ فرمود : زن خوب رویى که در محیط بد و کثیف پرورش یابد» . باز آن حضرت فرمود : «با خانواده هاى خوب و شایسته وصلت کنید ، زیرا خون اثر دارد .»(38) 7 - عاقل و خردمند بودن : امیر مؤمنان (ع) فرمود : «از ازدواج با زن کم عقل خوددارى کنید ، زیرا مصاحبت او گرفتارى سختى است و فرزندان او ضایع خواهند بود»؛ 8 - دیانت و حُسن خلق .
جمال و زیبایى
این معیار ، رکن نیست ، ولى مزیت است ، زیرا باعث ایجاد آرامش روحى و روانى مى شود . براى تشکیل خانواده بهتر است هر یک از دو طرف از چهره دیگرى راضى باشد ، زیرا در این صورت ، چشم و فکر و عملش متوجه دیگران نمى شود ، حسرت زیبایى دیگران را نمى خورد و به همسر خویش خیانت نمى کند .
پى آمدهاى تأخیر در ازدواج
متأسفانه در دنیاى کنونى ، مسئله ازدواج از مسیر خود خارج شده است؛ به این معنا که مردم به نداى فطرى اعتنا نمى کنند ، به سعادت فرد و مصالح اجتماع توجه نمى کنند ، فضایل اخلاقى و کمالات معنوى را نادیده مى گیرند و بسیارى از ارزش هاى انسانى را عملاً پایمال مى نمایند . امروزه در بیشتر نقاط جهان ، ازدواج جوانان به تأخیر افتاده و بعضى اصلاً ازدواج نمى کنند و همین امر سبب فحشا و بى عفتى شده ، نسل جوان را به راه فساد و تباهى سوق مى دهد .
ویل دورانت مى گوید : «منشأ تغییرات اخلاق ما ، همان تأخیر ازدواج در اجتماعات کنونى است .»(39)
پى آمد دیگر تأخیر در ازدواج ، عدم تمایل به ازدواج است ، زیرا وقتى یک جوان در اوج جوانى نتوانست ازدواج کند ، کم کم این تمایل در او کاسته مى شود .
پیدایش فرزندان نامشروع ، یکى دیگر از پى آمدهاى ازدواج نکردن است ، زیرا وقتى یک جوان توانایى ارضاى مشروع غریزه جنسى را نداشته باشد و یا اقدامى نکند ، کم کم به سوى کارهاى نامشروع کشانده مى شود و زمینه براى فساد اجتماعى فراهم مى گردد .
نمونه بارز این پى آمد را امروزه مى توانیم در آمریکا مشاهده کنیم . شبکه تلویزیونى سى . ان . ان در گزارش خود آورده است که : «پنجاه درصد کودکان را در آمریکا ، اطفال نامشروع تشکیل مى دهند .»(40)
رضایت در ازدواج
پدر و مادر و بزرگان باید راهنماى دختران و پسران باشند ، اما تصمیم گیرى نهایى را بر عهده آنان بگذارند . ابن ابى یعفور مى گوید : «به امام صادق (ع) عرض کردم : من مى خواهم با زنى ازدواج کنم ولى پدر و مادرم زن دیگرى را مى خواهند به همسرى من در آورند ، چه کنم؟ فرمود : «زن دل خواه خود را بگیر و آن زنى را که پدر و مادرت مى خواهند ، رها کن .»(41)
رضایت قلبى و منطق در ازدواج
دختر و پسر جوان باید بررسى کنند و ببینند آیا فرد انتخابى شان همان کسى است که واقعاً به دنبالش بوده اند یا نه؟ از خود بپرسند : آیا این همان است که مى خواهم پدر یا مادر فرزند من باشد؟ اگر پاسخ صریح و روشنى براى سؤال خود ندارند ، دوباره بر روى موضوع تمرکز و فکر کنند ، چرا که ازدواج یکى از بزرگ ترین و مهم ترین مسائل زندگى هر شخص است که در طول عمر یک بار اتفاق مى افتد و آینده زندگى و فرزندان او را تحت الشعاع قرار مى دهد .
بنابر این دختر و پسر باید بکوشند دلایل منطقى و درستى براى ازدواجشان پیدا کنند و خودشان پس از بررسى جوانب ، تصمیم گیرنده نهایى باشند و هرگز تحت فشار روحى و روانى اطرافیان ، براى ازدواج متقاعد نشوند . فقط خوب بودن احساسات اطرافیان در مورد طرف مقابل ، کافى نیست؛ قلب و منطق دختر و پسر جوان نیز باید رضایت داشته باشد . البته باید به تجربه و افکار و عقاید بزرگ ترها و اطرافیان ، به ویژه والدین احترام گذاشت و آداب و رسوم فرهنگى و مذهبى را رعایت کرد .
سخت گیرى در ازدواج
متأسفانه بعضى خانواده ها به قدرى ازدواج را سخت گرفته اند که بیشتر جوانان حتى از شنیدن اسم آن نفرت دارند . براى برطرف کردن این مشکل ، والدین و جامعه باید در این راه به جوان کمک کنند ، آموزش هاى لازم را به وى بدهند و بر او آسان بگیرند تا بتواند به راحتى ازدواج کند و زندگى اش را شروع کند .
البته جوان نیز باید کاملاً هوش یار باشد و امر مشاوره و یارى جستن از تجربیات والدین و ریش سفیدان و بزرگان را مهم بشمارد تا انتخابى شایسته و نیکو داشته باشد . اگر مشکلات و ناهنجارى هاى عاطفى ، خانوادگى ، تحصیلى ، اقتصادى ، شغلى و قیاس کردن زندگى گذشته والدین با زندگى کنونى و یا بسیارى از باورهاى غلط در این مورد از سر راه جوان برداشته شود ، ازدواج ها خیلى راحت و آسان و به خوبى و خوشى انجام خواهد شد .
مشکل کجاست
دانشمندى مى گوید : زندگى دو نیم است؛ نیم اول به امید نیم دوم و نیم دوم در حسرت نیم اول سپرى مى شود . اگر در این عبارت به جاى کلمه امید از کلمه رؤیا استفاده کنیم ، شاید عبارت رساتر باشد : نیم اول زندگى در رؤیاى نیم دوم و نیم دوم در حسرت نیم اول تلف مى شود .
نمونه روشن این گفته ، مسئله ازدواج بسیارى از جوانان است . نیمى از عمرشان براى به دست آوردن همسر ایده آل تلف مى شود و نیم دیگر در حسرت ندانم کارى هاى نصف اول .
استدلال هاى غلطى مانند : مگر انسان در طول زندگى چند بار ازدوج مى کند که بخواهد آن را ساده برگزار کند ، اشکال تراشى هاى بى مورد ، مهریه هاى سنگین و کمرشکن ، توقعات نامحدود و رؤیایى دختران و پسران و . . . ، همگى سدّ راه سعادت و خوش بختى جوانان مى شود .
زمان ازدواج
یکى از مسائل مهم و قابل بحث در باره ازدواج ، زمان آن است . همان طور که مى دانیم نیاز به همسر و تشکیل خانواده ، یک نیاز فطرى و غریزى است . پس هر پژوهشى که انجام مى شود و هر قانونى که وضع مى گردد ، باید در باره اعتدال این نیاز و سر و سامان دادن به آن و فراهم کردن زمینه مساعد براى پذیرایى از آن باشد .
ازدواج باید در زمانى انجام شود که بلوغ عقلى و جنسى به کمال مطلوب رسیده باشد . البته بلوغ جنسى در همه مناطق و نژادها یک سان نیست ، بلکه تفاوت هایى با هم دارد؛ مثلاً در سرزمین هاى گرم سیر ، افراد زودتر به بلوغ جنسى مى رسند . هم چنین در محیطهاى باز و شلوغ که برخورد زن و مرد و دختر و پسر بیشتر است ، بلوغ جنسى زودتر فرا مى رسد .
به این مسئله نیز باید توجه کرد که با رواج کتاب ها ، عکس ها ، فیلم ها و نوارهاى موسیقى مبتذل که همگى گرایش هاى جنسى نوجوانان را بر مى انگیزانند ، در عمل سن بلوغ را در دختران و پسران پایین آورده است .
اگر پدر و مادرها هوش یار باشند و دقت کنند ، به خوبى مى توانند بفهمند چه زمانى فرزندشان نیاز به همسر دارد . ممکن است پسر یا دخترى زودتر از این نیاز به همسر داشته باشد که باید اقدام شود .
راه هاى تشویق جوانان به ازدواج
1 - فراهم کردن اشتغال براى جوانان؛
2 - پرداخت وام هاى مناسب از سوى دولت به صورت قرض الحسنه و یا با سود بسیار کم؛
3 - همت صاحبان نفوذ و کلام در بین مردم براى ترویج برگزارى ساده مراسم ازدواج؛
4 - ایجاد هسته هاى مشاوره رایگان براى کمک به جسارت و جرأت تصمیم گیرى صحیح در امر ازدواج؛
5 - ایجاد تغییر در نوع نگاه جوانان به زندگى و ازدواج؛
6 - کمک به ازدواج جوانان دانش جو به هنگام تحصیل؛
7 - پیش قدم شدن در معرفى دختر یا پسر خوب براى خواستگارى و انتخاب همسر؛
8 - تقویت فرهنگ معنویت گرایى از سوى نخبگان و چهره هاى مذهبى .
توصیه هاى تربیتى به زنان در منزل
1 - در کلیه مراحل زندگى از کلمه «ما» استفاده کنید ، نه «من» و «تو» .
2 - در مقابل همسر خود ، هر چند حق با شما باشد ، لج بازى نکنید و از مخالفت و مشاجره با او بپرهیزید ، زیرا محبت را از بین مى برد .
3 - همسر خود را به ویژه در مقابل بستگانش ، تحقیر نکنید و از تعریف و تمجید بستگان خود در مقابل او پرهیز نمایید .
4 - کمک هاى بستگان را به رخ همسرتان نکشید .
5 - با دوستان و آشنایان همسرتان بیش از حد معمول گرم نگیرید .
6 - همسر خود را در معاشرت با اقوامش محدود نکنید .
7 - در رفت و آمد و معاشرت با بستگان همسر خود پیش قدم باشید .
8 - به بستگان نزدیک همسر خود (مادر شوهر و . . .) بیش از خویشاوندان دیگر احترام بگذارید .
9 - زحماتى را که براى پذیرایى خویشاوندان همسر خود متحمل شده اید ، به رخ وى نکشید .
10 - چنان چه درآمدى دارید و براى زندگى هزینه مى کنید ، آن را بازگو نکنید .
11 - نزد همسرتان از مردان دیگر تمجید نکنید ، هیچ مردى را بر همسرتان ترجیح ندهید . این موضوع را در گفتار نیز رعایت کنید .
12 - براى انجام درخواست هاى خود ، با همسرتان با خشونت و آمرانه برخورد ننمایید و امکانات و توانایى هاى او را در نظر بگیرید .
13 - خود را براى همسرتان بیارایید و بهترین و تمیزترین لباس را در مقابل وى بپوشید .
14 - در مقابل همسر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نشوید؛ هنگام ورود به خانه با لبخند به استقبالش بروید .
15 - پس از بازگشت همسرتان به خانه ، کارهاى خود را حتى الامکان کنار بگذارید و در حضور او بنشینید و با سخنان خوش آیند و گرم از او پذیرایى کنید .
16 - در مواقعى که همسرتان از نظر روحى آماده نیست ، درخواست هاى خود را مطرح نکنید .
17 - هنگام خروج از خانه ، او را بدرقه کرده و از او خداحافظى کنید .
توصیه هاى تربیتى به مردان در منزل
1 - در مقابل همسر خویش ، گرفتارى هاى روزانه و حوادث تلخ زندگى را با اخم و چهره عبوس مطرح نکنید .
2 - در مناسبت هاى مختلف براى همسر خود هدیه اى هر چند کوچک خریدارى کرده و با چهره اى شاد و خندان به او تقدیم کنید .
3 - چنان چه کمبودى در منزل مشاهده مى شود ، با کمال محبت و خوش رویى تذکر دهید .
4 - در حضور همسر خود ، به هیچ وجه از زنان دیگر تمجید نکنید و توانایى هاى آنها را به رخ وى نکشید .
5 - به بستگان همسر خود احترام بگذارید و براى دعوت آنان به خانه ، قبل از همسر خود اقدام کنید .
6 - هیچ وقت از معاشرت همسرتان با بستگان صالحش جلوگیرى نکنید و خودتان در دید و بازدیدها پیش قدم باشید .
7 - نزد همسرتان با بستگان خود در گوشى صحبت نکنید .
8 - هیچ گاه همسر خود را به ویژه نزد بستگانش تحقیر نکنید .
9 - هیچ گاه خود را برتر از همسرتان معرفى نکنید . سعى کنید «من» و «تو» در زندگى زناشویى نباشد؛ کلمه «ما» زندگى را گرم و لذت بخش مى کند .
10 - وقتى همسر شما عصبانى است ، او را با مهر و محبت آرام کنید .
11 - براى رفتن به مهمانى و گردش سعى کنید همراه فرزندان و همسر خود باشید و پیشنهاد همسرتان را در این مورد به بهانه کار و خستگى ، رد نکنید .
12 - امتیازات اجتماعى ، فرهنگى ، اقتصادى و . . . فامیل خود را در صورتى که با همسر شما فاصله اجتماعى و طبقاتى دارند ، مطرح نکنید .
13 - کارهاى همسر خود را ، هر چند کوچک باشد ، تحسین کنید . تمجید و ستایش زن به علت روح لطیف و مهربانى که دارد ، کلید کام یابى در زندگى زناشویى است .
14 - در برابر همسر خود ، قدرت نمایى نکنید .
15 - زحمات و هزینه هایى را که براى پذیرایى خویشاوندان همسر خود صرف مى کنید ، هیچ گاه بر زبان نیاورید .
16 - همسرتان را در خانه محصور و محدود نکنید و وى را از دست یابى به شادى ها محروم نسازید .
17 - خنده هاى خود را در محل کارتان جا نگذارید و فراموش نکنید که همسر شما هم در خانه نیازمند شادى و خنده هاى شماست .
18 - کمک کردن در انجام کارهاى منزل را فراموش نکنید و بدانید همان مقدار که شما در خارج از منزل خسته مى شوید ، همسرتان نیز از کارهاى منزل خسته مى شود .
پی نوشت ها :
1) محمدحسین فرجاد ، مقدمه اى بر جامعه شناسى و سیر تحول و تکامل جامعه ، ص 110 .
2) ناهید مهابادى راد ، روان شناسى ازدواج یا تشکیل خانواده ، ص 89 .
3) محمد حکیم پور ، حقوق زن در کشاکش سنت و تجدّد ، ص 79 .
4) داستان تمدن ، ج 1 ، ص 249 - 246 .
5) همان ، ج 3 ، ص 1066 .
6) سعید نفیسى ، تاریخ اجتماعى ایران ، به نقل از : اسدالله مبشرى ، دیباچه اى به رهبرى ، ص 246 .
7) محمد حکیم پور ، حقوق زن در کشاکش سنت و تجدّد ، ص 83 .
8) اقتباس از : صفدر صانعى ، بهداشت ازدواج از نظر اسلام ، ص 19 - 17 .
9) میمندى نژاد ، در تار و پود زندگى اسیر و گرفتاریم ، ص 25 .
10) محمدجواد مشکور ، خلاصه ادیان ، ص 178 .
11) همان .
12) کسانى هستند که براى حضرت مسیح (ع) دو طبیعت انسانى و الهى قائل هستند .
13) محمدجواد مشکور ، خلاصه ادیان ، ص 178 .
14) انجیل متى ، باب 19 ، ص 32 ، بند 12 - 11 .
15) ادواد .ک .تیلور ، ترجمه مذهب کاتولیک ، ص 156 - 153 .
16) همان .
17) وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 7 .
18) همان ، باب 84 ، ح 2 .
19) روم (30) آیه 21 .
20) ویل دورانت ، تاریخ تمدن ، ج 5 ، ص 322 .
21) زناشویى و اخلاق ، ص 31 .
22) المیزان ، ج 4 ، ص 179 .
23) همان ، ج 2 ، ص 277 .
24) بقره (2) آیه 223 .
25) تفسیر فى ظلال القرآن ، ج 1 ، ص 353 .
26) وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 2 ، ح 1 .
27) همان ، ص 10 ، ح 1 .
28) بقره (2) آیه 221 .
29) بحارالانوار ، ج 14 ، ص 24 .
30) ابراهیم امینى ، انتخاب همسر ، ص 102 .
31) مجله با معارف اسلامى آشنا شویم ، شماره 33 ، ص 62 .
32) بحارالانوار ، ج 100 ، ص 235؛ به نقل از : مجله با معارف اسلامى آشنا شویم ، شماره 48 ، ص 114 .
33) به نقل از : ابراهیم امینى ، انتخاب همسر ، ص 105 .
34) وسائل الشیعه ، ج 14 ، ص 53 .
35) همان ، ج 17 ، ص 249 .
36) مکارم الاخلاق ، ص 204 .
37) همان .
38) میزان الحکمة (مترجم) ، ج 5 ، ص 2258 ، ح 7848 .
39) به نقل از : محمدتقى فلسفى ، بزرگسال و جوان ، ص 252 .
40) اسدالله محمدى نیا ، بهشت جوانان ، ص 183 .
41) اصول کافى ، ج 5 ، ص 401 ، ح 1 .
ایمیل مدیر وبلاگ seqlayn@yahoo.com