ولادت و امامت

ولادت بزرگ مردی از تبار آخرین پیامبر خدا (ص) یکی از نقطه های درخشان تاریخ و مهم ترین بحث درون دینی است. باید دانست که روایات مربوط به او، به صراحت می گوید: امام مهدی (عج) نهمین فرزند حسین بن علی است. بدین معنا که حضرت سجاد، نخستین فرزند امام حسین (ع) و امام باقر (ع) دومین فرزند و فرزند زاده ی آن حضرت است و ... برای الماس امام حسن عسکری (ع) پدر گرامی حضرت مهدی (عج) هشتمین فرزند امام حسین و حضرت مهدی (عج) نهمین فرزند از نسل سید الشهدا (ع) است. بر اساس ده ها روایت و شواهد تاریخی، حضرت مهدی (عج) بدون شک در زمان پدر بزرگوارش امام حسن عسکری (ع) تولد یافته و دنیا را به نور وجود خویش روشن ساخته است. آن حضرت در شب جمعه ی نیمه شعبان سال 255 هـ. ق در زمان حکومت معتمد عباسی، در سامرا متولد شد و این مسئله را جزء عده ای خاص نمی دانستند و برای نوع مردم پنهان بود تا مبادا مورد گزند دژخیمان عباسی و خصم بدنهاد قرار گیرد! در روایات به ولادت پنهانی آن حضرت اشاره شده بود: «یخفی علی النّاس ولادته و لایحلّ تسمیته حتّی یظهره الله عزّوجل»؛ ولادتش بر مردم پوشیده می ماند و بردن نامش تا روزی که خداوند فرمان ظهورش دهد، روا نیست.»

 

 

 

وظایف منتظران:

الف) شناخت حجت خدا و امام عصر

اولین و مهم ترین وظیفه ای که هر شیعه منتظر بر عهده دارد کسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام و حجت زمان خویش است. این موضوع تا بدان درجه از اهمیت قرار دارد که در روایات بسیاری که به طریق شیعه و اهل سنت از پیامبر گرامی اسلام (ع) و ائمه ی معصومین (ع) نقل شده آمده است:

مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف اِمامَ زَمانِهِ ماتَ میتَهً جاهِلیَّهً

هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است. و در روایت دیگری که مرحوم کلینی از امام محمد باقر نقل می کند آمده است:

مَن مَاتَ وَ لَیسَ لَهُ اِمامَ فَمیَتُهُ میتَهَ جاهِلیَّهً وَ مَن ماتَ وَ هُوَ عارِفٌ لِاِمامِهِ لَم یَضُرُّهُ تَقَدَّمَ هذا الاَمرُ أو تَأخَّرَ فُسطاطِهِ.

هر کس در حالی که امامی نداشته باشد بمیرد، مردنش مردن جاهلیت است و هر آنکه در حال شناختن امامش بمیرد پیش افتادن و یا تأخیر این امر [دولت آل محمد (ع)] او را زیان نرساند و هر کس بمیرد در حالی که امامش را نشاخته همچون کسی است که در خیمۀ قائم (ع) با آن حضرت باشد.

ب) کسب آمادگی برای ظهور حجت

یکی دیگر از وظایفی که در دوران غیبت بر عهده شیعیان و منتظران فرج قائم آل محمد (ص) است کسب آمادگی های نظامی و مهیا کردن تسلیحات مناسب هر عصر برای یادی و نصرت امام غائب است. چنانچه در روایتی که النعمانی از امام صادق (ع) نقل کرده آمده است: لَیَعِدَنَّ اَحَدُکُم لِخُروج القائِم وَ لَو سَهماً فَاِنَّ اللهَ تعالی اذا عَلِمَ ذلِکَ مِن نَیَّهٍ رَجَوتُ لَاِن یَنسِیِ فی عُمرِهِ حَتَّی یُدرکَهُ [فَیَکوُنَ مِن أعوانِهِ و أنصارِهِ]

هر یک از شما باید برای خروج حضرت قائم (ع) [سلاحی] مهیا کند. هر چند یک تیر باشد؛ خدای تعالی هر گاه بداند کسی چنین نیتی دارد امید آن است که عمرش را طولانی کند تا آن حضرت را درک کند [و از یاران و همراهانش قرار گیرد]

رمز اینکه شیعه باید هر لحظه آماده ی یاری امام خود باشد این است که زمان ظهور برای ما مشخص نیست و هر آن که اراده ی خداوند تعلق گیرد ممکن است ظهور واقع شود. بنابراین شیعیان باید همواره در حال آماده باش به سر برند تا در موقع لزوم به فرمان امام خود برای مقابله با مستکبران و ظالمان جهان به پا خیزند.

باید توجه داشت که نحوه ی آمادگی و مهیا بودن برای ظهور بستگی به شرایط و زمان و مکان دارد و اگر در بعضی از روایات سخن از آماده کردن اسب و شمشیر برای ظهور ولی امر به میان آمده، و برای آن فضیلت بسیار بر شمرده شده است، به این معنا نیست که این ها موضوعیت دارند، بلکه با قدری تأمل روشن می شود که ذکر این مواد و تنها به عنوان تمثیل و بیان لزوم آمادگی رزمی برای یاری آخرین حجت حق است و مسلماً در این عصر بر شیعیان لازم است که با فرا گرفتن فنون رزمی و مسلح شدن به تجهیزات نظامی روز، خود را برای مقابله با دشمنان قائم آل محمد (ع) آماده سازند. البته در حال حاضر به دلیل حاکمیت دولت شیعی و حکومت فقیه جامع الشرایط بر سرزمین اسلامی ایران وظیفه در درجه ی اول بر عهده ی حکومت اسلامی است که در هر زمان قوای مسلح کشور را در بالاترین حد آمادگی نظامی قرار دهند تا به فضل خدا در هر لحظه که اراده ی خداوند بر ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) قرار گرفت بتواند به بهترین نحو در خدمت آن حضرت باشند.

امام راحل، قدس سره، با وسعت دیدی که داشتند «کسب آمادگی برای ظهور» را بسیار فراتر از آنچه گفته شد مطرح می کردند و معتقد بودند که ما باید از هم اکنون برای گسترش قدرت اسلام در جهان تلاش کنیم تا زمینه ی ظهور چنانکه باید فراهم شود ایشان در این زمینه می فرمودند:

همه ی ما انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت کنیم. انتظار فرج قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور انشاءالله تهیه شود.

نقش امامت در تکامل انسان

دین- یعنی همان دریافت های رسولان الهی به وسیله ی وحی به مفهوم واقعی خود، برای نیل انسانها به مقصد پر اصالت تکامل و ملاقات پروردگار متعال است و در صورتی می تواند مرکب این راه قرار گیرد و مسئولیت خطیر خود را به خوبی انجام دهد، که پیروانش حقیقت و واقع آن را به طور صحیح و عمیق دریافته باشند و هنگام عمل، آن را مورد سوء استفاده قرار ندهند، چرا که اگر دین درست و دقیق شناخته نشود و وسیله ی اغراض شیطانی قرار گیرد، مایه ی بدبختی و تیره روزی و عامل ورود به حوزه ی شرک خواهد بود؛ مانند خوارج که درک عمیقی از اسلام را نداشتند یا معاویه و یارانش که آن را وسیله ی اغراض نفسانی و افکار شیطانی خود قرار داده بودند، و می دانیم که هر دو گروه، در محیط تاریک و ظلمانی کفر و شرک به سر می برند و از حوزه ی نورانی عدالت و فضیلت و آگاهی به دور افتاده بودند. بر اساس مکتب شیعه که امتداد اسلام واقعی است، امام معصوم فرد برگزیده و شخصیت عالی مقامی است که از عظمت علمی و عملی برخوردار است و گفتار و رفتارش جامعه ی اسلامی را به سوی سعادت ابدی سوق می دهد. بنابراین درک صحیح داشتن از دین و درست به کار بستن آن، ضرورت اعتقاد و ایمان به وجود امامی عادل و معصوم از خطای علمی و عملی را در رفع نیازهای فکری و عینی جامعه ی متدین، برای هر زمانی ثابت می کند.

آینده ی جهان در پرتو اسلام

لقد اَرسَلنا رُسلنا بالبَیّناتِ وَ اَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ و المیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بالقِسطِ

همانا پیام آوران خود را با دلایل آشکار فرستادیم و همراه آنان کتاب و تراز را فرود آوردیم تا اینکه مردم به راستی و عدالت به پا خیزند.

بر اساس متن قرآن شریف و مدارک اصیل اسلامی که از پیامبر گرامی اسلام (ع) و امام معصوم (ع) بر مسلمانان، خصوصاً شیعیان رسیده، در کره ی زمین عدالت جهانی و انصاف عمومی بر مبنای اصول اسلامی تشکیل می گردد و انسانی الهی که دوازدهمین جانشین حضرت رسول اکرم است، دست توانای خویش را از آستین برومندش بیرون می کشد و رهبری این حکومت عدل را به عهده می گیرد و بر تیره روزی ها و تبهکاری ها و مفسدتهای اخلاقی پایان می دهد و اساس و بنیان بیدادگری ها را در هم می کوبد، و هم اوست که اقامه ی حق می نماید و باطل را ریشه کن کرده، به دوستان خدا عزت می بخشد و دشمنان خدا را بر خاک ذلت و خواری می نشاند و در سایه ی دادگری همگانی او، مردم به سعادت و رستگاری می رسند. این بشارتی است که در تورات و انجیل نیز طبق تحقیقاتی که محققان فن به عمل آورده اند، داده شده و از پیشوایان ما به کرّات این موضوع در بیان آنها دیده می شود. پیامبر اسلام فرموده اند: هنگامه ی رستاخیز به پا نمی شود تا اینکه فردی از فرزندان من که همنام من است مالک زمین شود و زمین را بعد از اینکه ستم و جور پر شود، مملو از عدالت و برابری خواهد کرد.

و هم اوست که آماده ی نابود کردن ستمگران، و در انتظار اصلاح جهان و احیای قوانین قرآن، و امیدوار برای ریشه کن کردن ظلم و جور است. آری، اساس و تشکیلات بناهای طاغوتی و نفاق را نابود می کند و فسادگران و آلوده دامنان را به دیار نیستی می فرستد و زمین را از وجود دروغگویان و هواپرستان و تجاوزکاران پاک می نماید و با صاعقه ی شمشیرش، سینه ی ابرهای ستمگری را می شکافد تا آفتاب عدالت الهی جهان را زینت بخشد.

امت اسلامی در انتظار چنین روزی به سر می برند که برابری و برادری در سراسر گیتی حکمفرما شود، و اگر چند صباحی جغد شوم ستم و بیدادگری بر ویرانه های زمین صدایش بلند است و ظلم بر عدالت و نورانیت سلطه دارد و باطل بر حق استیلا پیدا کرده، سرانجام جهان از آن متقین و تقوا پیشگان است. حکومتی که در آن قانون حاکم باشد، استحکام و استواری به خود می گیرد و هدف مقدس انسانهای پاک نهاد فضلیت گستران بشر دوست و قافله سالاران عدالت، جامعه ی عمل می پوشد و مکتب انسان پرور اسلام بر روی همگان گشوده می شود.

و همین انتظار است که عالی ترین انگیزه ی سوق بشر به راه کمال و جمال و رشد و تعالی است و در پایه گذاری حکومت قرآن، که در آن انسان الهی فرمان می دهد، اثری بس عظیم دارد و می تواند وسیله ی سعادت یک امت قویم و استوار باشد، و بالاخره با داشتن این اندیشه ی بلند، انتظار این است که خود را برای مبارزه با ستمگران و غاصبان حقوق بشر مهیا می سازند و در برابرشان صفوفی تشکیل می دهند، که ایمان و عشق به خداوند بزرگ، از عمق جانشان تراوش می کند و در راه رسیدن به هدف خود، تا آخرین لحظه ی حیات بر جای نمی نشینند تا اینکه جان خصم را از حلقوم بیرون کشند و محبوب خدای خویش گردند.

کارنامه ی پیام رسانان خدا

بررسی اجمالی آیات حکیمانه ی الهی و فرموده های پیامبران و امامان روشنگر کارنامه ی فرستادگان حضرت حق است که چگونه دعوت خویش را از فرا خواندن مردم به توحید و یکتا پرستی آغاز کرده اند تا مردم از سلطه ی حکومت طاغوت ها برهند و بدین وسیله به حوزه ی عبادت خدای جهان در آیند و به پایگاه عظیم و معنوی توحید راه یابند:

و ما هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم، جز آنکه به او وحی می کردیم که به جز من، خدایی نیست، تنها مرا به یکتایی پرستش کنید و بس (سوره انبیاء آیه 25)

و بعد از راه یافتن به بارگاه یگانه پرستی و پرستش معبود حقیقی جهان، آیات حکیمانه ی الهی را بر آنان می خوانند و جانهای راه یافتگان به حق را صفا می بخشند و پاکیزگی و طهارت باطنی آنان را به عهده می گیرند.

خداوند بر اهل ایمان منت نهاد [که] پیامبری از خود آنها در میان آنها برانگیخت تا آیات خود را بر آنها بخواند و پاکشان گرداند و به آنها کتاب و حکمت بیاموزد (آل عمران، آیه 164)

و آنگاه پس از تلاوت آیات حکیمانه ی او و طهارت نفسهای خداپرستان، خردها و اندیشه های خفته را که در زیر پرده های خرافه پرستی- که در پرتو حکومت طاغوت های هر زمان به وجود آمده- پنهان شده بود، بیدار کنند و همین برنامه ی عظیم و بس شگرف است که انسان تمدن های بزرگ را تشکیل می دهد؛ زیرا در اثر بیدار شدن اندیشه و عقول و نیروهای تفکرات است که بنیان تمدن و فرهنگ جامعه پی ریزی می شود. علی (ع) علت ارسال پیام آوران حق را پس از دعوت به توحید، بیداری نیروهای حیات بخش عقول و اندیشه ها می داند.

و سرانجام با فراهم ساختن زمینه های فکری و تکامل عقلها در پرتو نورانیت توحید و آیت های حکمت بخش است که انسان، برای پذیرش حکومت حق آمادگی پیدا می کند و سینه اش را فراخی و گستردگی می یابد تا وجود او، پذیرای قوانین الهی باشد و از رهنمونی انبیاء الهی بهره می گیرد و به سوی اسلام که آیین تسلیم و واگذاردن همه ی وجود به حضرت حق است، هدایت شود. سازندگی جامعه را در پرتو عدالت و صلح عمومی و برچیدن بساط ظلم و بیدادگری و بسیج عمومی برای دریافت کمال عقلی و رشد اندیشه، آن سان که همگان برای اقامه ی عدل و انصاف و قسط و برابری به پا خیزند به مردم بشارت می دهند.

بشر در آرزوی عدل مطلق:

اگر تاریخ بشر را به دقت مورد بررسی قرار دهیم، این حقیقت را در می یابیم که انسان از ابتدای پیدایش، در آرزوی زندگی توأم با آرامش بوده و به آن عشق می ورزیده و در راه رسیدن به آن از هیچ کوشش و جنبشی و حرکتی که او را زودتر به مقصود و مطلوبش می رسانده است، دریغ نورزیده و آن را معشوق وار با عشق آتشین خود در پیچ و خم حیات و فراز و نشیب زمان دنبال کرده است و با هر گونه رنج و درد و تحمیل و تبعیض و نابرابری گلاویز شده، در نبردهای خونین زندگی و در عرصه ی جلال حق و باطل درگیر شده تا به آرزوی خویش نایل آید. آنچه مسلم و قطعی است اینکه هنوز در فراق این معشوق می سوزد و به هر جا که می رسد، در جستجوی اوست، و چه اضطراب و سوزها که برای نیل به آن در خود احساس نکرده، و اتفاقاً استعمار پلید چه بهره گیری هایی که از این خصوصیت عقیدتی و فکری نکرده است؟ هر روز با نامهای پر طمطراق و نویدهای دروغ او را سرگرم ساخته و با بنا نمودن تشکیلات فریبنده و پوشالی که مانند طبل توخالی و دارای صدای بلند و گوشخراش است، به عنوان کوششی برای نجات بشر و فعالیت برای رسیدن به بهترین زندگی ها او را به صورت ماشین و قطعاتش در آورده و تمام حیثیت و شرافت او را در لابه لای چرخهای ماشین تمدن صنعتی له کرده است.

کاملاً برای انسان مشهود است که غرض از آمدن پیام رسانان و شهیدان راه فضیلت که در معرکه ی نبرد و پیکار با ستمگران قرار گرفته اند، تنها برای تحقق بخشیدن به اساس حکومت حق پرستی و پایان دادن به نظام های غلظ و رهایی بشر از نابسامانی ها بوده است و دیگر هیچ .

جدال حق و باطل:

بررسی عمیق و ژرفی که گروهی از مورخان بزرگ در تاریخ بشر انجام داده اند، حاکی از این واقعیت تاریخی است که از زمان پیدایش بشر، بنا به تصریح قرآن، انسان خلیفه و نماینده ی خداوند در کره زمین است و دو نیروی حق و باطل، علیه همدیگر جبهه گیری کرده و پیوسته برای نابودی همدیگر در تلاش بوده اند. آنچه که اندیشه ی تاریخی بشر به یاد دارد، غالباً باطل و طرفدارانش بر حق چیرگی داشته و مجال پیروزی برای حق در جهان به وجود نیامده است. لکن از آنجا که خداوند حامی جبهه ی حق است، طرفداران حق امید پیروزی و استیلای بر باطل را از دست نداده و با آرزوی نابودی باطل، از تلاش و کوشش خسته نشده اند.

هنگامی که اراده ی خدا بر گزینش انسان به مقام عظمای خلافت بر این قرار گرفت که او را بیافریند، بعد از تعلیم اسمای مقدسه بر انسان، که امتیاز و برتری اش بر ملکوتیان است، بر اساس خواست و مشیّت خود، فرمان داد تا فرشتگان در برابر تحول شگرف و کمال عظیم انسان که بر اثر یادگیری اسماء برایش پیش آمده ، حالت انقیاد و خضوع به خود بگیرند و همگی آنان برای تجلیل و بزرگداشت آدم، خلیفه ی الهی، امر خدای خود را به جای آوردند، لکن از همان لحظه، ابلیس تمرّد و تکبر و سرپیچی خود را اعلام داشت و فعالیتش را که در جهت خلاف کمال و مصلحت و عاقبت اندیشی آدم (ع) بود، آغاز کرد. و بنا بر این گذاشت تا آدم و فرزندان امر را از صراط مستقیم باز دارد، حق را باطل و باطل را حق جلوه دهد و پیوسته سدّ راه تکوین و تکامل سازمان حق و فضیلت باشد.

شیطان، این موجود پرغرور و پر نخوت که از دیدن حقیقت و شرافت برتر یک موجود دیگری چون انسان نمی توانست مقام خود را در برابر خالق جهان حفظ کند، آتش حسد و خودپسندی در عمق جانش شعله بر افروخت و اصالت او را یکسره سوزانید و بر باد داد و به سبب رذالتی که بر اثر یک تحول روحی یافت، برای تیره روز ساختن زاده ی آدم، مکتب باطل را پی ریزی کرد و پیروان بسیاری را در سراسر تاریخ از نوع خود (جن) و دشمن خود (انسان) پرورش داد و خلیفه ی خدا را لغزانید و سپس از مکان سکون و قرار ربوبی اش او را بیرون ساخته، در برابر حقیقت انسان جبهه گیری کرد.

دوران ظهور امام زمان (عج)

رشد عقلی در عصر حضور

در روایتی بیان شده «چون قائم ما قیام کند، دستش را بر سر بندگاناش می گذارد و عقول آنانرا متمرکز ساخته و اخلاقشان را کامل می کند.»

این روایت از امام باقر (ع) در کتاب الخرائج و الجرائح راوندی و بحارالانوار نقل شده است.

در تبیین این کلام شگفت انگیز، باید گفت منظور این نیست که حضرت مهدی (عج) بر سر تک تک انسانها دست می کشد و سپس از آن عقول مردم کامل می شود، هر چند آن حضرت به یقین از ولایت تکوینی خود استفاده کاملی می کند و با نفوذ در دل و جان و عقل مردم و هدایت های پیامبر گونه ی خود، آنان را هدایت و راهنمایی می کند. مقصود از «دست» در این روایت، دست رحمت، هدایت و شفقت الهی بر بندگان است.

در عصر ظهور امام زمان نیز، تمام موانع و آفت های رشد و تعالی عقلانی انسان ها از بین می رود و عقول آنان به حد بالایی از شکوفایی و رشد نایل می گردد. در این جا حضرت مهدی ادامه دهنده ی راه پیامبران و تکمیل کننده ی برنامه های آنان- به خصوص پیامبر اسلام- است. این موضوع از مهمترین برنامه ها و اقدام های امام (ع) است. او از حقایق گسترده و جهانی بشریت پرده بر می دارد و مردمان را به دانش های یقینی و درست هدایت می کند و شناخت های ناب و خالص به ارمغان می آورد.

از این رهگذر دو محور اساسی تحقق می پذیرد:

1-   با گسترش شناخت کشف الاسرار کائنات، پایه های خداشناسی استوار می گردد.

2- گسترش شناخت و دانایی، تشکیل جامعه ی مطلوب انسانی را ممکن می سازد، زیرا در پرتو شناخت درست مسائل حیات و بخش های گوناگون آن، مسائل تربیت، رشد و تکامل معنوی و مادی و آغاز و انجام کار انسان شیوه ها و روش های اداره ی زندگی و ... بخش های زندگی در همه ی ابعاد به شایستگی اداره می شود و سامانی در خود می یابد.

در پرتو علم و آگاهی از مسائل مادی وفیزیکی جهان، زیست این دنیای انسان بهبود می یابد و با شناخت مسائل معنوی و صلاح و سعادت روح انسانی، راه تکامل معنوی گشوده می شود و جامعه آرمانی، در بعد مادی و معنوی، پدیدار می گردد. این شناخت ها همه در روزگار رستاخیز امام مهدی (عج) تحقق می یابد و نقطه های ابهام و تردید و سرگردانی محو می شود و به راه ها و روش های متعالی تر و بالاتری دست می یابد و شیوه های بهتری را در پیش می گیرد. بدین سان هر روز او و هر گام او، در همه ی مسائل حیات و ابعاد زندگی، گاهی به پیش است و واپس گرایی و تکرار در آن راه ندارد و بدین گونه اهریمن جهل و نادانی و فساد طغیان، به سر پنجه ی توانایی خداوند، از زندگی انسان بیرون رانده می شود جای آن را آگاهی، دانایی و روشنی و نور فرا می گیرد.

چنانکه در روایتی آمده است« یملاء الارض عدلاً و قسطاً و نوراً و برهاناً ...» مهدی زمین را از عدل و نور و برهان آکنده می سازد.

بدین سان به دست امام زمان (عج) و با اذن و قدرت الهی، همه ی جامعه ها و انسان ها از تاریکی نادانی،ظلم و فساد به روشنایی و نور دانایی، تقوا و اخلاص فاضله رهنمون می گردند.

براین اساس دولت امام مهدی (عج) تأمین معنویت، عقلانیت و عدالت را بر عهده دارد تا جامعه به سمت تعالی و تکامل و تعادل و پیشرفت سوق داده شود و این به ابزار و روش های مختلفی نیاز دارد. مهمترین آنها دعوت، راهنمایی و نصیحت است؛ هر چند معجزه و عنایت الهی نیز در میان خواهد بود و امام (ع) از ولایت تکوینی نیز بهره خواهد گرفت.

باید توجه داشت سختی و فقر و گرفتاری ها و ... وسیله ای هستند، برای پیشرفت و رشد انسان البته آن هم به شرطی که انسان به خوبی از آنها بهره برداری کند. برخی بر اثر سختی و فقر نه تنها رشد نکرده اند، بلکه عقب گرد داشته و گاه از دین خارج شده اند! پس این مجموعه وسیله ی شدن به کمال اند، نه اینکه خود هدف و کمال باشند.

اما این که در دوران امام زمان (عج) هیچ گونه سختی و بلا و مشکل وجود نداشته باشد، فرض درستی نیست. جهاد پیگیر، تشکیل حکومت، رسیدگی که به کارهای مردم و ... همه و همه در آن دوران هم وجود دارد. بنابراین این گونه نیست که در آن دوران راحتی مطلق باشد. بلکه عدالت جهانی وجود دارد تبعیض ها از بین می رود. امنیت در تمام ابعادش (فردی، اجتماعی، سیاسی و ...) بر جامعه حاکم می شود. اما سختی هم وجود دارد چرا که همراهان حضرت باید او را در اداره ی جهان آن هم با عدالت فراگیر یاری دهند.

در رابطه با کمال انسان راه های بدیلی وجود دارد و مسئله ی مهم آن است که در هر شرایط از عوامل با دلایل استفاده کند. راه تکامل گاه از گردنه های سخت و دشوار بلاها و مصایب عبور می کند و گاه از دشت هموار نعمت ها، اما هیچ یک از این دو خود به خود رساننده به کمال نیستند مهم آن است که درگاه سختی و نعمت انسان چگونه با آنها برخورد کند و در راه کمال آن را به کار گیرد.

آنچه در زمان استقرار حکومت امام مهدی (عج) رخ می دهد، شرایطی هموار است که انسانها در پناه آن می توانند با افزایش معرفت به اصلاح اخلاق و تهذیب نفس خویش، مدارج کمال را با سهولت بیشتری نسبت به شرایط پیشین طی کنند.

 

 

عدالت در عصر ظهور

چگونگی تحقق عدالت در عصر ظهور بحث مهمی است. حضرت مهدی (عج) با ابزار و شیوه های مختلفی عدالت فراگیر را محقق می سازد. خداوند متعال از این ابزار سخن می گوید. اولین اقدام و راه تمامی پیامبران برای ایجاد قسط و عدل، کارفرهنگی و روشنگری است. «لقد ارسلنا رُسُلَنا بالبَیِّناتِ» امام مهدی (عج) نیز با اقدامات گسترده فرهنگی و تربیتی، به رشد فکری و اخلاقی جامعه دست می زند و جامعه ی مرده را احیا می کند. آن گاه قرآن با توجه به اهمیت قانون عدل، از کتاب و میزان مهدی (عج) به یقین به کمک آموزه های متعالی قرآن و دستورات عدالت محور اسلام، به اداره ی حکومت جهانی می پردازد و با قوانین و سیره ی عادلانه، جهان را آکنده از عدل و داد می کند. در مرحله ی سوم، از قدرت سلاح و نیروهای نظامی با تعبیر «و انزلنا الحَدیدَ فیه بأسُ شدیدٌ» یاد کرده است. اما در این مرحله با شدت تمام به مقابله ی ستمگران و بیدادگری می پردازد و ریشه ی ظلم و ستم را بر می اندازد.

امام باقر (ع) با توجه به اهمیت سه عنصر فوق برای ایجاد عدالت می فرمایند: «امامی که قرآن، دانش و سلاح نزد اوست، از ما است.»

در این روایت از اجرای عدالت بحث شده است؛ زیرا پیشوایی می تواند به طور کامل قسط و عدل را در جامعه اجرا و جامعه را به سوی کمال رهبری کند. که سه نیروی دانش، قانون و قدرت را داشته باشد (آن هم با عدالت و دادگری)

باید دانست تفاوت عمده میان مکتب اسلام با سایر مکاتب در عدالت این است که اسلام، معنویت را بر پایه و اساس عدالت می شمارد. حساسیتی که اسلام در زمینه ی عدالت و ترکیب آن با معنویت اسلامی از خود نشان می دهد در هیچ مکتب دیگری نظیر ندارد.

دید جدید در عصر حضور:

از آنچه که ما در بعضی از روایات می بینیم آمده است:

امام صادق می فرماید: «هنگامی که قائم ظهور کند، فرمان نو، کتاب نو، روش نو و دادگاه (قضایی) نو می آورد.»

در حدیث دیگری نیز آمده است:« اذا قام القائم جاء بأمر جدید کما دعا رسول الله فی بدو الاسلام الی امر جدید.» هنگامی که قائم قیام کند، امری جدید می آورد، همان گونه که رسول خدا در آغاز اسلام به امری جدید دعوت کرد.

تعبیر به نو و جدید، اشاره به این است که انقلاب مهدی یک دگرگونی اساسی است، نه روبنایی. از این رو جامعه خیال می کند، چیز جدیدی غیر از آیین فعلی است؛ در حالی که اسلام واقعی را بیان می کند. مشکلاتی که در عصر حاضر دیده می شود، عبارت است از :

1- احکام و معارف و فراوانی از مجموعه فرهنگ اسلام، در گذشته به عللی (مانند پایین بودن سطح فرهنگ مردم و یا نبود زمینه آن) بیان شده است.

2-   تعالیم و احکامی از قرآن و اسلام فراموش شده و از یاد رفته است و برای مسلمانان نا آشنا است.

3-   اصول و احکام فراوانی دچار تحریف و دگرگونی معنوی یا موضوعی گشته است.

این تحریفات، توجیه ها، انحراف ها و پیرایه ها بسیاری از باورهای ناب را تهدید می کند و ساخته های ذهنی و عیان دین به عنوان باورهای دینی ترویج می شود!!.

4- بدعت هایی در دین گذاشته میشود و احکامی ازقرآن و اسلام بر طبق میل مردم بیان می شود که روح اسلام ناب از آنها بی خبر است!!

این بدعت ها، اسلام را طوری کرده است که اگر امام آنها را از اسلام بزداید و حقیقت دین محمدی را آشکار سازد، فرد عوام خواهند گفت: این یک چیز جدیدی است نه اسلام! در صورتی که اسلام واقعی همین است و امام آموزه های دین را مطابق اسلام اصیل مطرح می کند. او بدعت ها را باطل می کند و احکام خدا را همان گونه که صادر شده، ظاهر می نماید و حدود اسلامی را بدون سهل انگاری اجرا می کند، از این رو است که چنین برنامه ای برای مردم تازگی دارد البته آنچه که او می آورد، همان است که حضرت رسول الله و اهل بیت پیامبر بیان کرده اند و شیعه نیز آنها را از طریق عترت معصومین دریافت کرده است.

درباره ی کتاب نو نیز باید گفت که این مسئله، به معنای آوردن قرآن دیگر نیست، بلکه آن حضرت اهداف و برنامه های اصیل قرآن را بیان کرده و تفسیر واقعی آیات را بیان خواهد نمود.

پس این درست نیست که آن حضرت دین جدیدی می آورد، بلکه او همه را به دین واقعی و سیره و سنت پیامبر و اهل بیت پاک او دعوت می کند و حتی در حکمرانی نیز چنین عمل می کند هر چند برای دیگران تازگی دارد. امام صادق (ع) می فرماید:«زمین با نور پروردگار روشن می شود و در زمین مکانی باقی نمی ماند که در آن غیر خدا عبادت شود.... و دین برای خداست هر چند کافران را بد آید.»

نیایش، انگیزه ای برتر و عاملی سازنده برای امید

در انجام نیایش های اسلامی، رابطه ای بین انسان مسلمان و خدای جهان برقرار می شود و انسان با خواندن آنها در لحظاتی از زندگی قرار می گیرد، که تمام جنبه های مادی را از خود دور کرده، با یاد خدا با قلبی آکنده از عشق به آفریدگار و با صفای روحی که در او پدید آمده، از عمق جان ناله سر می دهد و متوجه خدا می گردد.

آری ، نیایش جدی ترین هیجان روانی در فرد ایجاد می کند و بر اثر رابطه و انسی که با معبود حقیقی برقرار می سازد، مرغ روحش را از تنگنای قفس جسمی رها ساخته، در بی نهایت به سوی جهان دیگر راهی می نماید و به واسطه ی تماسی که بی نهایت کوچک یا بی نهایت بزرگ برقرار می کند و دیده بر افق بی پاین می دوزد، تمام عنایت های خدا را به سوی خود جلب می کند.

نیایش کننده تمام مفسدتها و تبهکاری ها و بردگی ها را می نگرد و آهی عمیق می کشد که ای آفریدگار تو جهان را بیهوده نیافریدی که انسان انسانیت خود را کنار بگذارد، منظورت دریافت کمال و رسیدن به اوج عزت و رهایی از چنگال عبودیت ها و برقراری عدالت و سیطره ی حق و غلبه ی آن بر باطل و عبور از خارستانها و سنگلاخهای هوا و هوس و رساندن روح به بارگاه ربوبی بود.

آری، نیایش کننده ی مسلمان، در این لحظات ناب زندگی، موجودیت خود را در برابر خداوند ارزیابی می کند، تا میزان شخصیت خود را به دست آورد و در تکامل آن در تکاپو است و رحمت بیکران خدا را می طلبد تا در پرتو آن امت اسلامی عظمت از دست رفته ی خود را دریابد و برای بازیافتن آنها به پاخیزد و به نابسامانی هایی که بر اثر جدایی از متن اسلام و قرآن در میان مسلمانان راه یافته اند، خاتمه بخشد.

منابع:

1- مهدویت (پس از ظهور) رحیم کارگر، تنظیم و نظارت، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، معاونت آموزش و تبلیغ، چاپ اول، 1387.

2- مهدویت (پیش از ظهور) رحیم کارگر، تنظیم و نظارت، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها ، معاونت آموزش و تبلیغ، چ اول، 1387.

3- انتظار، بایدها و نبایدها (چگونه می توان از فرهنگ مهدوی گفتگو کرد؟) ابراهیم شفیعی سروستانی، مؤسسه ی فرهنگی موعود و مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، چاپ پنجم، 1386 .

4-   شیعیان در انتظار ظهور حضرت مهدی، محمد تقی خلجی، مؤسسه ی چاپ زیتون، چاپ هفتم 1385 .

5-   عصر ظهور، علی کورانی، مترجم: مهدی حقی، تهران سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ یازدهم 1387 .