تفکر ناب درعلوم انسانی
اسلام وعلوم انسانی  
قالب وبلاگ
لینک های مفید

مقدمه:

                     

زبان یکی از حساس ترین وظریف ترین نعمت هاواز مهمترین وبا ارزش ترین الطاف خداوند نسبت به انسان است.عضو کوچکی که در مقام طاعت وعصیان بسی بزرگ است.کفر وایمان که منتهی الیه طاعت وطغیان است فقط با شهادت زبان آشکار می شود.هیچ موجودی،اعم از حقیقی یا خیالی نیست که در دسترس زبان نباشد وبه حق یا باطل آن را نفی یا اثبات نکند.هیچ یک از اعضای بدن آدمی حوزه ای به این وسعت ندارد؛به عنوان مثال چشم فقط به اشکال صورورنگها دسترسی دارد.گوش تنها با صداها ودست با اجسام در تماس است.سایر اعضای بدن نیز هر کدام محدوده ای خاص دارند ولی زبان دارای میدانی گسترده بوده ودر خیر وشر مجالی وسیع دارد.ازآنجا که استفاده از زبان هزینه ای ندارد وبدون زحمت به حرکت در می آید،سرکش ترین عضو به شمار می رود. کسی که زبان را به حال خود رها کند،بی گمان به هلاک وخسران گرفتار می شود؛بنابرین سزاواراست که این عضو پیوسته تحت نظر عقل وحکم شرع قرار گیرد.

 

 

لغزش های زبان:

لغزش های زبان فراوان است.مهمترین گناهانی که انسان به وسیلۀ زبان مرتکب می شود؛عبارتند از:بیهوده گویی،مراء(خرده گیری خودنمایانه)،مجادله،مرافعه،فحش وبد زبانی،شوخی نابه جا،تمسخرواستهزا،افشای راز،غیبت،دروغ،سخن چینی،دوزبانی ومدیحه سرایی ناروا.

 

تعریف غیبت:

غیبت یکی از گناهان ولغزش های بزرگ زبان است که قرآن کریم از آن نهی کرده ودرنکوهش آن احادیث فراوانی به دست ما رسیده است.نظر به اینکه متأسفانه این گناه دربین عموم مردم شیوع فراوان دارد،به تفصیل دربارۀآن سخن گفته خواهد شد.

 

درروایات غیبت به دو صورت تعریف شده است:

1.غیبت عبارت است ازبیان عیب کسی که اگرآنرا بشنود،ناراحت می شود.

پیامبر گرامی اسلام در تعریف غیبت می فرمایند:"ذکرک أخاک بما یکره" غیبت آن است که دربارۀ برادرت چیزی بگویی که او را خوش نیاید.

 

2.غیبت عبارت است از بیان عیب مخفی دیگران.

امام صادق(ع) می فرمایند:غیبت آن است که چیزی راکه خدا بر آن پرده پوشانده،منتشرکنی.بنابرین ذکرعیوب ظاهری غیبت محسوب نمی شود.امام صادق(ع) می فرماید:غیبت آن است که دربارۀبرادرت چیزی بگویی که خدا بر او پوشیده است،اما بازگویی صفت ظاهری مثل عصبانیت وعجله،غیبت نیست.امام کاظم (ع) می فرمایند:هرکسی چیزی بگوید که دیگران ازآن خبر دارند،غیبت نکرده است اما اگر کسی چیزی بگوید که حقیقت دارد،ولی مردم از آن بی خبرند،غیبت کرده است وهرکس چیزی بگوید که حقیقت ندارد،بهتان زده است.غیبت گاه با ایماواشاره،گاه باتعرض وکنایه وگاهی با نوشتار محقق می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حکم غیبت:

قرآن کریم می فرماید:ازیکدیگرغیبت نکنید.آیا دوست دارید که گوشت برادر مردۀخود را بخورید؟البته ازآن کراهت ونفرت دارید.از اهتمام پیشوایان(ع)به تعریف وبیان حدوداین گناه،استفاده می شودکه غیبت گناهی بزرگ است.حضرت امام خمینی(ره)درکتاب چهل حدیث خود آورده است:حرمت غیبت فی الجمله اجماعی،بلکه از ضروریات فقه است ولز کبائه وموبقات است.پیامبرگرامی اسلام می فرمایند:کسی که برای غیبت وافشای عیب ومسائل خصوصی مسلمانی حرکت کند،اولین قدمی راکه برمی دارددر جهنم می نهد وخداعیوب واسراراورادر میان مردم فاش می کند.کسی که غیبت کند،روزه اش باطل می شود ووضویش می شکندواگر در آن حال بمیرد،در حالی مرده که حرام خدا راحلال شمرده است ومی فرماید:غیبت در محو دین از مرض خورده در شکم انسان سریعتر عمل می کند.

پیامبراکرم(ص) می فرمایند:هرکسی غیبت مسلمانی راکند تاچهل روز،نمازوروزه اش قبول نمی شود،مگرآنکه غیبت شده اوراببخشد.درروایت است که درزمان پیامبر(ص)مردی رابه جرم زنا سنگسار کردند یکی ازحاظران به دوستش گفت:اومثل سگ درجاکشته شد.هنگامی که ازمحل سنگ ساربازمی گشتنددرراه مرداری افتاده بود؛حضرت به آن دو فرمود:ازگوشت این مرداربه دندان بکشیدباتعجب گفتند:یارسول الله!مرداربه دندان کشیم؟!

فرمود:آنچه ازگوشت برادرتان خوردید،گندش بیش ازاین است!

اسباب وعلل غیبت:

معمولا عوامل وانگیزه های متعددی آدمی رابه غیبت وادار می کند.برخی ازآن عوامل به این شرح است:

1.فرونشاندن عصبانیت:

بدگویی واکنش انسانی است که از کسی ناراحتی داردوباذکرمعایب اوخودراآرام می کند.

2.همراهی بادوستان:

گاهی انسان برای اینکه دل دوستان حاظر رابه دست آوردویاآنها راازخود نرنجاند،آنان رادرلذت بردن از غیبت دیگران یاری وهمراهی می کند.

3.همانندیابی:

هنگامی که انسان کارزشتی راانجام می دهد،برای فرارازنکوهش وجدان خودودیگران سعی می کند کسانی راکه همانند اوآن عمل زشت راانجام داده اند نام ببرد.

4.پیشگیری:

هنگامی که انسان بداندازشرزبان کسی آسوده نخواهدبود،سعی می کندشخصیت اوراتخریب کندتاسخنانش بی تأثیرشود.

 

 

5.تبرئۀ خود:

گاهی عمل زشتی رابه انسان نسبت می دهند واوبرای اثبات بی گناهی خود فاعل اصلی رانام می برد.

6.اظهاربرتری:

کسانی که ضعف ونقصی درخوداحساس می کنند،معایب دیگران رابرمی شمرندتاازاین راه برتری خود رااثبات کنند.

7.فرونشاندن حسد:

اگرکسی نسبت به جایگاه اجتماعی دیگری حسد ورزد،تلاش می کندبابیان عیوب اورادرنظر مردم کوچکش کند.

8.شوخی وبذله گویی:

انسان گاه برای گرمی مجتس وخنده دیگران غیبت می کند.

9.استهزا:

 

منشأ رفتارنیز خودبرتربینی است شخص استهزا کننده می خواهد دیگران را با استهزا تحقیر کندو خودرا بزرگ جلوه دهد.

 

10.خشم وتعجب از منکرات:

 

گاهی انسان ازعمل زشتی که دیگران انجام می دهندچنان تعجب کرده یاخشمگین می شود که آن رابرای دیگران بازگو می کنند.

 

11.رحم وشفقت:

انسان گاه کسی راگرفتار ومبتلا دیده؛غمگین می شود وحال اورابرای دیگران بازگو می کند.هرچندنظریه پردازان علم اخلاق بازگو کردن حال دیگران راحتی ازسر مهربانی وترحم غیبت می دانند؛ولی امام خمینی معتقد است اگر نقل حال دیگران ازسر لطف ومهربانی باشد غیبت محسوب نمی شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

شنیدن غیبت:

 

غیبت گناهی است که بدون شنونده تحقق نمی یابد.شنو ندۀ غیبت در تحقیق این گناه نقش چشمگیری دارد و به همین دلیل در روایات از فاعل غیبت با صیغه دوگانه (مثنی )یا شده است .

پیامبرگرامی اسلام (ص)می فرماید:شنوندۀ غیبت ،یکی از دو غیبت کننده است. از این رو ،شنوندۀ غیبت،همانند غیبت کننده گناهکار بوده ومرتکب گناهی بزرگ است و از این نظر مشمول همۀ احکام غیبت کننده است .

بنابرآنچه از روایات استفاده می شود، نه تنها گوش کردن به غیبت حرام است بلکه بر شنونده واجب است که غیبت کننده رانهی  کند و از غیبت شونده دفاع کند. پیامبر اکرم (ص)در سفارش به امیر المومین می فرماید:ای علی !کسی که در حضورش غیبت برادر مسلمانش را می کنند ومیتواند او را یاری کند و با این حال،یاری نمی کند ،خدادر دنیا وآخرت دست از یاریش برمی دارد .ونیز می فرماید:هر کس در مجلسی غیبت برادرش را بشنودو آن را انکار کند .خداوند در دنیا و آخرت هزار گونه بشر را از باز می دارد .ولی اگر پسندش افتد و انکارش نکند،همانند غیبت کننده گناهکار است .منظور از اینکه  فرموده :غیبترا انکار کند،فقط نهی از غیبت نیست بلکه  منظور یاری کردن غایب است ،یعنی باید عیبی  را که به او نسبت داده شده به گونه ای مناسب توجیه از وی دفاع کند.

درمان غیبت:

درمان غیبت از2راه علم وعمل ممکن است:

درمان عملی:

از آنجا که غیبت ،بسیارمشکل است،درآغاز راه بایدزحمت بسیار متحمل شد ودرکارزاری سخت بانفس درآویخت تامهارزبان ازدست نفس اماره بیرون آمده ودراختیار عقل قرار گیرد.برای رسیدن به این هدف نخست باید باخود پیمان ببندی که مدتی این گناه راانجام ندهی ودراین مدت ازخود مراقبت نموده وخویشتن رامحاسبه کنی وچون مدت پیمان به سرآمد،پیمانی جدید منعقد کنی،بدین ترتیب کارآسان می شودوپس ازمدتی احساس خواهی کرداز غیبت نفرت پیداکرده وازترک آن لذت می بری.

درمان علمی:

شیوه درمان غیبت دراینجانخست به صورت اجمالی وسپس به تفصیل بیان می گردد.

درمان علمی غیبت به صورت اجمالی آناست که انسان فوایدوزیانهای غیبت راباهم مقایسه کند،دراین مقایسه معلوم می شود که فایدۀ غیبت یک فایدۀ خیالی است ودرحقیقت هیچ فایده ای ندارد،زیراانسان چنددقیقه بذله گویی کرده وبا بیهوده گویی،مجلس آرایی می کند وازاین راه چیزی جزارضای آنی نفس،عاید او نمی شودولی زیان هایی که دردنیاوآخرت به بار می آورد،ازحدمحاسبه بیرون است زیرادردنیا انسان رادرنظر دیگران بی اعتبارمیکند وممکن است خداوندمتعال نیزاورارسوا کند.علاوه براین ممکن است انسان دردنیا به واسطۀ غیبت گرفتار بدعاقبتی شود،چون غیبت به مثابه کاشتن بذردشمنی باغیبت شونده درقلب انسان می باشد.هنگام مرگ که حقایق آشکار می شود،اگر معلوم شود شخص غیبت شونده موردمرحمت حق تعالی قرار گرفته است،غیبت کننده بغض خدای تعالی رادردل می گیرد وباکفر ازدنیا خارج می شود،اگرهیچ یک ازاین زیان ها نباشد .همین بس که غیبت مننده درمعرض خشم خدای تعالی است وبه وسیلۀاینعمل حسنات خود راضایع می کند ودرنتیجه مستحق آتش وعذاب الهی می شود.درحکایت است که مردی به دیگری گفت:شنیده ام از من غیبت می کنی اودرجوابش گفت:آنقدربرای من عزیز نیستی که حسنات خود رادراختیارت بگذارم تاهرگونه خواهی دربارۀ آنها حکم کنی وگناهانت را به گردن بگیرم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

راه تفصیلی: 

 

این راه دراصل برشناخت سبب غیبت ومبارزۀ باآن استوار است؛مثلاََََََََاگرسبب غیبت خشم است وبرای تشفی خاطر غیبت می کند باید خشم خویش رادرمان کندوبداند که اگرغصتش راازدیگران بازنداردخداوندنیز غصتش رااز او باز نمیدارد.پیامبراکرم(ص)میفرمایند:جهنمرادری است مخصوص کسانی که خشم وغصب خود رابا معیشت خدا تسکین می دهند.اگر برای همراهی با دوستان غیبت می کند.بداند که بااین کار،ممکن است دوستانش راراضی کند،ولی قطعاً خشم خدارابرمی انگیزد.اگر برای تبرئۀ خویشتن غیبت می کند،بداند که خشم خداازخشم مردم مهمتر وشدیدتر است ومعلوم نیست که باغیبت بتواندمردم راازخودراضی کند؛ولی حتماً خشم خدارابرمی انگیزدواگر برای همانندیابی غیبت می کند،عذری بس جاهلانه آورده است،زیرافرض که سخنش پذیرفته شود از کسی پیروی کرده که پیرویش جایز نیست ومانند کسی است که به پیروی از دیگری خود راازبلندی پرتاب می کند.اگر از گناه وعیب دیگری به تعجب آمده وزبان به غیبت اوگشوده،بهتر است ازکار خودش تعجب کند که به خاطر دین یا دنیای دیگری دین خودرااز کف می دهدوازعقوبت دنیا هم درامان نیست ،چراکه ممکن است همان طورکه اوبه بهانۀ تعجب،پرده ازکاردیگری برمیدارد،خداهم پرده ازکارهای وی برمی داردورسوایش کند.

 

 

موارد جواز غیبت: 

 

اگرغیبت به طورمطلق وبدون هیچ استثنایی حرام باشد،رسیدنبه اهدافی که مستلزم بردن نام کسی است،میسرنخواهدبود.ازاینروشارع مقدس درمواردی که انسان جزباذکرنام دیگران به هدف صحیح خودنمی رسد،غیبت راتجویزکرده است.این مواردعبارتنداز:

1.دادخواهی:

اگرانسان درنزدکسی که می تواندحق اوراازظالم بگیرد،به گونه ای دادخواهی کند.که ناچاربه ذکرنام اوباشد،اشکالی ندارد.قرآن کریم می فرماید:خداونددوست نداردسخن زشت آشکارشودمگرازکسی که ستم کشیده (ودادخواهی می کند.)

ورسول گرامی اسلام (ص) می فرمایند:صا حب حق،مجال سخن ندارد.

ومی فرماید:امروز وفرداکردن ازجانب بدهکاری که می تواند دینش رااداکند ظلم است.ومی فرماید:امروزوفرداکردن کسی که قادراست دینش رااداکندونمی کند،ظلمی است که عرضش راحلال وعقوبتش راجایزمی کند.

 

 

 

2.استفتا:

کسی که ازمجتهدی مسأله ای می پرسد،اگرنتواندبه صورت کسی یاباکنایه مقصودخودرابرساند،می توندنام شخصی راکه درموضوع مسأله دخیل است ذکرکند.

3.هشداردادن به اهل ایمان:

اگرانسان ببیند شخصی بی لیاقت،متصدی منصبی شده که اهلیت وصلایت آن راندارد،می تواندمردم رانسبت به معایب اوهشداردهد.

4.نصیحت مشورت کننده:

اگرکسی دربارۀازدواج یا شرکت با دیگری،با انسان مشورت کندوانسان دروجودشخص موضوع مشورت عیبی سراغ داشته باشدکه مخل مقصود مشورت کننده است،می تواندمشورت کننده رابا خبرکند.

5.جرح شاهد یاراوی:

هنگامی که شخصی فاسق برای شهادت دردادگاه حاضرمی شودیاروایتی ازمعصوم نقل می کند،برای حفظ حقوق مسلمانان واحکام شرع،بایدفسق اوراآشکارکرد.

6.غیبت فاسق متجاهر:

فاسق که خودفسق خوش راآشکارمی کند،می توان فسقش رابرای دیگران بیان کرد.امام صادق(ع)می فرماید:اگرفاسقی،فسق خویش راآشکارکند،نه احترام دارد،نه غیبت.

امام باقر(ع)می فرماید:3گروه اندکه احترامی ندارند،کسانی که به پیروی ازهوای نفس،دردین بدعت می نهند، پیشواورهبرستم پیشه ،وفاسق که فسق خویش راآشکارمی کند.

پیامبراکرم(ص)می فرماید:کسی که پوشش شرم وحیا راازچهره خودبردارد،غیبت ندارد.وفرمود:فاسق،غیبت ندارد.

ازاین روایات،استفاده می شودکه حتی اگرفاسق ازشنیدن غیبتش نارحت شود،غیبتش جایزاست.

  7.بیان اسم،لقب وعیب مشهود

اگر کسی آشکاری داردیا به اسم ولقبی مشهود است که حاکی از عیب اوستوبرای شناساندن ،راه دیگری نیست ،ذکر آن جایز است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کفارۀ غیبت:

 

غیبت از گناهانی است که  مشتمل بر دو حق است ،حق الله و حق الناس  ؛یعنی غیبت کننده از دو جهت مدیون است ؛نخست نسبت به خدای تعالی که فرمانش دانا دیده گرفته و با او مخالفت کرده است ،دوم نسبت به کسی که آبرویش به وسیلۀ غیبت لطمه دیده است ؛بنابر این کسی که می خواهد توبه کند باید از هر جهت تسویه حساب کند .

 

برای ادای حق اللۀ ،طبق قاعدۀ عمومی توبه لازم است از کرده خود پشیمان ومتأ سف باشدو تصمیم بگیرد دیگر این گناه را مرتکب نشود .برای ادای حق الناس ،قاعدۀکلی آن است که صاحب حق را راضی کند.

سخن  چینی یانمامی:

نمامی ،عبارت است از آشکار کردن چیزی که صاحبش آن را مخفی می کند یا دیگری را نا پسند می آید ،اعم از اینکه آنچه آشکار می شود سخنی باشد یا عملی و عیب ونقص فاعل به شمار آید یا نه تفاوتی ندارد که این مقصود را با سخن گفتن برساند یا به وسیلۀ نوشتن ،رمز ،ایماو اشاره.

 

بنابر این :حقیقت نمامی همان افشای سروپرده دری است وسخن چینی یکی از مصادیق آن به شمار می رود :چون سخن چینی عبارت است از رساندن  سخن دیگران به کسی که سخنی درباره اش گفته شده است .

حکم سخن چینی:  

سخن چینی (نمامی )یکی از آفاتی است که بیشتر از ناحیۀ زبان متوجه انسان می شود .قرآن کریم می فرماید:{کافری است که}دائم عیب جویی و سخن چینی می کند و هر چه بتواند خلق را از خیر و سعادت باز می دارد و به ظلم و بدکاری می کوشد ،متکبر است وخشن وبا این همه حرامزاده وبی اصل ونسب هم هست .ومی فرماید :وای بر هر عیب جوی هرزه زبان !طبق یک تفسیر منظور از«همزه »سخن چین واز «لمزه»غیبت  

کننده است.

پیامبر گرامی اسلام (ص)می فرماید :هیچ سخن چینی به بهشت نمی رود .

 

امیرالمومین علی (ع)می فرماید :بد ترین شما کسانی هستند که سخن چینی می کنند و بد ین وسیله بین دوستان جدایی می اندازند و برای انسان های بی گناه عیب می جویند به قول شاعر :

 

   میان دوکس جنگ چون آتش است              سخن چین بدبخت هیزم کش است

 

                             

امام باقر(ع)می فرماید:بهشت بر غیبت کنندگان وسخن چینان حرام است .

وظیفۀ انسان در مقابل سخن چین :

انسان در مقابل سخن چین،شش وظیفه دارد :

1-او را تصدیق نکند،چون سخن چین ،فاسق است و قرآن کریم می فرماید:اگر فاسقی برای شما خبری آورد (قبل از قول) دربارۀ خبرش تحقیق کنید.

2-او را از این کار باز دارد،زیرا خدای تعالی می فرماید :امر به معروف کن واز منکرباز دار.

3-بغض اورابه دل گیرد،زیراسخن چین،مبغوض خداست.

4- به شخص که از اوسخن گفته می شود،گمان بدنبرد،چون خدای تعالی می فرماید:از بسیاری از گمان ها گناه است.

5- دربارۀ صدق وکذب آنچه نقل می شود،کنجکاوی نکند؛که قرآن کریم می فرماید:تجسس نکنید.

6-کسی را که سخن ازجانب او نقل شده از ماجرای سخن چینی باخبر نکند.درخبر است که مردی نزدامیرالمومنین(ع)ازدیگری بدگویی کرد.حضرت فرمود:مادربارۀ آنچه گفتی تحقیق می کنیم.اگر راست گفته باشی ،برتو خشم می گیرم.اگردروغ گفته باشی،عقابت می کنیم واگر بخواهی از تو دست بردارم وسخنت رانشنیده انگارم دست برداریم.عرضکرد:یاامیرالمومنین !دست از من بازبدار.

 

دوزبانی:

دو زبانی،عبارت است ازاین که وقتی انسان بین دو نفر مخالف قرار می گیرد،با هردو موافق باشد وبا هر کدام موافق میلش صحبت کند.دوزبانی عین نفاق است .

رسول گرامی اسلام (ص)می فرماید:انسان دو زبان در حالی محشور می شود که یک زبان از جلو ویک زبان از پشت  سرش بیرون آمده و ازهر ،آتش شعله می کشد وگونه هایش رامی سوزاند.سپس او راچنین معرفی می کنند:این همان کسی است که در دنیا دو چهره بود ودو زبان داشت،وبه این صفت درقیامت معروف می شود .

امام باقر(ع)می فرماید:بدابنده ای که دو چهره ودو زبان دارد،درحضور برادرشاورامی ستاید ودر غیابش،غیبتش رامی کند .اگر خدا به برادرش چیزی دهد،به او حسد می ورزد واگر گرفتار شود،دست از یاری اش بر می دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

توهمات بی مورد:

یکیازمهم ترین علل تفرقه،توهمات بی موردی است که براثرکم اطلاعی ویاکج فهمی پدیدمی اید.دراین خصوص،مقام معظم رهبری می فرماید:

"چیزهایی مانع ازاتحادمی شود.عمده ی آنها بعضاً کج فهمی ها وبی اطلاعی هااست ؛ازحال هم خبرنداریم،درباره ی هم توهمات می کنیم،درباره ی عقایدهم،دربارهی تفکرات یکدیکردچاراشتباه می شویم،شیعه درباره ی سنی،سنی درباره ی شیعه،فلان ملت مسلمان درباره ی آن ملت دیگر،درباره ی همسا یه اش؛...دشمنان هم بشدت براین سوء تفاهم ها دامن می زنند.افرادی هم متأسفانه براثرهمین سوء فهم،سوء تحلیل،ندیدن نقشه ی کلی دشمن،بازیچه ی این بازی دشمن قرارمی گیرندودشمن از آنهااستفاده می کند.گاهی یک انگیزه ی خیلی کوچک،انسانی راوادارمیکندحرفی بزند،موضعی بگیرد،کاری بکندکه دشمن درنقشه ی کلی خوداز آن حرف استفاده می کندوشکاف رابین برادران زیادمی کند."

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 منابع:

 

 

1.درسنامۀ علم اخلاق/محمدرضا جباران؛قم,مرکز مدیریت حوزه های علمیه

 

 خواهران,مرکز نشرهاجر،1383

 

2.چشمه های معرفت،گفتمان رهبری،سازمان بسیج دانش آموزی کشور                                   

 

3.قرآن وتعلیمات دینی،چاچ اول،ص 181

 

4.سایت تبیان

 

5.سایت حوزه علمیه قم

[ سه شنبه 3 خرداد1390 ] [ 10:13 ] [ علی اکبرنصرتی ]

درباره وبلاگ

ایمیل مدیر وبلاگ seqlayn@yahoo.com
لینک های مفید
امکانات وب
کد براي سمت چپ کد: براي دانلود کليک کنيد